بازگشت

overindulge

o·ver·in·dulge/ˌoʊvərɪnˈdʌldʒ/
over-excessiveindulgeallow oneself to enjoy something-
verb (فعل)common
past (گذشته): overindulgedpast participle (مفعولی): overindulged-ing (حال): overindulging3rd (سوم): overindulges
زیاده‌روی کردن در لذت بردنبیش از حد سرگرم شدن

خود را یا دیگران را به مقدار زیادی از چیزی که لذت‌بخش است، و معمولاً باعث نتایج منفی می‌شود، رها کردن یا زیاده‌روی کردن.

To allow oneself or someone else to have too much of something enjoyable, often leading to negative consequences.

«او معمولاً در تعطیلات آخر هفته در دسرها زیاده‌روی می‌کند.»

She tends to overindulge in desserts on weekends.

«والدین نباید در دادن هدایا به کودکانشان زیاده‌روی کنند.»

Parents shouldn't overindulge their children with gifts.

تفاوت با واژه‌های مشابه
overdoبیش‌ازحد انجام دادن

رایج. در زمینه زیاده‌روی بخصوص با خوراکی یا فعالیت‌ها قابل جایگزینی است — «او در شیرینی‌جات زیاده‌روی کرد» صحیح است؛ «او شیرینی‌ها را زیاده‌روی کرد» کمتر رایج است.

Common. Interchangeable in contexts of excess especially with food or activities — 'He overdid it with sweets.' fits; 'He overindulged sweets.' less common.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000