oxygenate

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ox·y·ge·nate/ˈɒksɪdʒəˌneɪt/
oxygena chemical element essential for respiration-ateto cause or become
verb (فعل)technicalpast (گذشته): oxygenatedpast participle (مفعولی): oxygenated-ing (حال): oxygenating3rd (سوم): oxygenates

فعل — اکسیژن‌رساندن

اکسیژن‌رساندناکسیژنه کردن

افزودن اکسیژن به یک ماده یا محیط.

To add oxygen to a substance or environment.

«آب برای نگه‌داشتن ماهی‌ها اکسیژنه شد.»

The water was oxygenated to support fish life.

«گیاهان از طریق فتوسنتز جو را اکسیژنه می‌کنند.»

Plants oxygenate the atmosphere through photosynthesis.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000