بازگشت

paddle

pad·dle/ˈpædəl/
1noun (اسم)common
plural (جمع): paddles
پاروپاروی کوچک

ابزاری مسطح برای پارو زدن یا حرکت دادن قایق کوچک در آب.

A flat tool used to row or propel a small boat through the water.

«او پارو را گرفت و شروع به پارو زدن کرد.»

He grabbed the paddle and started rowing.

«قایق کانو دو پارو دارد.»

The canoe has two paddles.

تفاوت با واژه‌های مشابه
oarپاروی قایق

معمولاً بلندتر است و در قایق‌های بزرگ‌تر استفاده می‌شود؛ همیشه قابل جایگزینی نیست.

Typically longer than a paddle, used in larger boats; not always interchangeable.

2verb (فعل)common
past (گذشته): paddledpast participle (مفعولی): paddled-ing (حال): paddling3rd (سوم): paddles
پاروزدنقایقرانی کردن

حرکت دادن قایق در آب با استفاده از پارو.

To move a boat through water using a paddle.

«آن‌ها با پارو از دریاچه گذشتند.»

They paddled across the lake.

«من دوست دارم در آب‌های آرام پارو بزنم.»

I like to paddle in calm waters.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rowقایقرانی کردن

عمل مشابه؛ معمولاً row با پاروهای بزرگ‌تر است و paddle با پاروهای کوچک‌تر.

Similar action, ‘row’ often uses oars; ‘paddle’ uses smaller tools.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000