paralyzingly

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

par·a·lyz·ing·ly/ˈpær·əˌlaɪ·zɪŋ·li/
paralyzeto cause inability to move-ingpresent participle form-lyin a manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): paralyzingposition (جایگاه): end

قید — به طور فلج‌کننده

به طور فلج‌کنندهبه طرز ناتوان‌کننده

به شکلی که باعث ناتوانی شدید در حرکت یا عمل می‌شود

in a manner that causes paralysis or extreme inability to act or move

«او به طور فلج‌کننده‌ای از ارتفاع هراس داشت.»

He was paralyzingly afraid of heights.

«خبر به شکل ناتوان‌کننده‌ای او را تحت تأثیر قرار داد.»

The news hit her paralyzingly hard.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000