patricide

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pa·tri·cide/ˈpætrɪsaɪd/
patri-father-cidekilling
noun (اسم)formal

اسم — پدرکشتی

پدرکشتیقتل پدر

عمل کشتن پدر خود.

The act of killing one's own father.

«پدرکشتی جرم نادر ولی جدی است.»

Patricide is a rare but serious crime.

«او به پدرکشی متهم شد.»

He was accused of patricide.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000