pay a visit

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pay a vis·it/peɪ ə ˈvɪzɪt/
phrase (عبارت)common

عبارت — دیدار کردن

دیدار کردنسر زدن

برای دیدنِ یک شخص یا مکان رفتن.

To go to see a person or place.

«به پدربزرگ و مادربزرگمان سر زدیم.»

We paid a visit to our grandparents.

«او دیروز به دیدن او رفت.»

She paid him a visit yesterday.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000