بازگشت

pearl

/pɜːrl/
noun (اسم)common
plural (جمع): pearls
مرواریدتخم صدف

یک جسم سخت، گرد و درخشان که داخل صدف صدف‌ماهیان تشکیل می‌شود و معمولاً در جواهرات استفاده می‌شود.

A hard, round, shiny object formed inside the shell of a pearl oyster, used especially in jewelry.

«او گردنبندی با یک مروارید به گردن داشت.»

She wore a necklace with a single pearl.

«مروارید صاف و درخشان بود.»

The pearl was smooth and lustrous.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gemگوهر

رسمی. به طور کلی به سنگ‌های قیمتی اشاره دارد؛ فقط در زمینه کلی جواهرات می‌تواند جایگزین مروارید شود، نه معنی دقیق آن.

Formal. Refers broadly to precious stones; can replace pearl only in general jewelry context, not literal meaning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000