pericardial

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pe·ri·car·di·al/ˌper.ɪˈkɑːr.di.əl/
peri-aroundcardiheart-alrelated to
adjective (صفت)technical

صفت — پریکاردیال

پریکاردیالمربوط به پرده قلب

مربوط به پریکارد، غشایی که قلب را احاطه می‌کند.

Relating to the pericardium, the membrane enclosing the heart.

«او مبتلا به تجمع مایع پریکاردیال تشخیص داده شد.»

He was diagnosed with pericardial effusion.

«التهاب پریکاردیال می‌تواند باعث درد قفسه سینه شود.»

Pericardial inflammation can cause chest pain.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000