بازگشت

perish

per·ish/ˈpɛrɪʃ/
verb (فعل)common
past (گذشته): perishedpast participle (مفعولی): perished-ing (حال): perishing3rd (سوم): perishes
از بین رفتنمردن

مردن یا نابود شدن، به‌ویژه به شکلی ناگهانی یا خشونت‌آمیز.

To die or be destroyed, especially in a sudden or violent way.

«بسیاری از سربازان در نبرد کشته شدند.»

Many soldiers perished in the battle.

«بدون غذا، گیاهان از بین می‌روند.»

Without food, the plants will perish.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dieمردن

رایج. اصطلاح کلی برای پایان زندگی.

Common. General term for ceasing to live.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000