pettiest

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pet·ti·est/ˈpɛtiɪst/
pettyof little importance-estsuperlative suffix
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): pettiersuperlative (عالی): pettiest

صفت — کم‌اهمیت‌ترین

کم‌اهمیت‌ترینحقیرترین

از کمترین اهمیت؛ بسیار ناچیز یا حقیر.

Of the smallest importance; most trivial or mean-spirited.

«این حقیرترین بهانه‌ای است که شنیده‌ام.»

That's the pettiest excuse I've heard.

«او به کوچک‌ترین چیزها دلخور می‌شود.»

She gets upset over the pettiest things.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000