phlegmatic

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

phleg·mat·ic/flɛɡˈmætɪk/
phlegmmucus-aticrelating to
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more phlegmaticsuperlative (عالی): most phlegmatic

صفت — آرام

آرامبی‌حساسکند

دارای سرشتی آرام، بدون احساسات و کند.

Having a calm, unemotional, and sluggish temperament.

«با وجود هرج و مرج، آرام ماند.»

He remained phlegmatic despite the chaos.

«طبع آرامش او را شنونده خوبی ساخت.»

Her phlegmatic nature made her a good listener.

تفاوت با واژه‌های مشابه
calmآرام

متداول. معنای مشابه نشان‌دهنده رفتار آرام است.

Common. Similar meaning indicating peaceful demeanor.

unemotionalبی‌احساس

متداول. نزدیک به معنایی که واکنش احساساتی ندارد.

Common. Close in meaning, lacking emotional reactions.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000