بازگشت

physically

phys·i·cal·ly/ˈfɪzɪkli/
physicnature, body-alrelated to-lyin a manner of
adverb (قید)common
type (نوع): manneradjective (صفت): physicalposition (جایگاه): end
به صورت فیزیکیجسمی

به روشی که مربوط به بدن یا امور مادی باشد.

In a way related to the body or material things.

«او از نظر جسمی قوی است.»

He is physically strong.

«از نظر جسمی، ساختمان در وضعیت خوبی است.»

Physically, the building is in good condition.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bodilyبدنی

رسمی. تاکید بر ارتباط با خود بدن.

Formal. Emphasizes relation to the body itself.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000