pillage

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pil·lage/ˈpɪlɪdʒ/
verb (فعل)formalpast (گذشته): pillagedpast participle (مفعولی): pillaged-ing (حال): pillaging3rd (سوم): pillages

فعل — چپاول کردن

چپاول کردنغارت کردن

در زمان جنگ یا آشوب به زور و خشونت کالا دزدی کردن.

To violently steal goods from a place during war or chaos.

«ارتش روستا را چپاول کرد.»

The army pillaged the village.

«آن‌ها در طول شورش شهر را غارت کردند.»

They pillaged the city during the rebellion.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lootچپاول کردن

رایج. معنای بسیار مشابه، اغلب قابل تعویض.

Common. Very similar meaning, often used interchangeably.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000