بازگشت

pin

/pɪn/
pina small, thin object used to fasten or attach
noun (اسم)common
plural (جمع): pins
سنجاقمیخ کوچک

یک جسم کوچک و نازک از فلز با نوک تیز که برای محکم کردن یا نگه داشتن اشیا استفاده می‌شود.

A small, thin piece of metal with a sharp point used to fasten things together or hold them in place.

«او از سنجاق برای وصل کردن یادداشت به تخته استفاده کرد.»

She used a pin to attach the note to the board.

«مواظب باش با سنجاق خودت را نخراشی.»

Be careful not to prick yourself with the pin.

تفاوت با واژه‌های مشابه
needleسوزن

رایج. گاهی در ابزارهای خیاطی قابل جایگزینی است اما pin برای اتصال استفاده می‌شود، بر خلاف needle.

Common. Sometimes interchangeable when referring to sewing tools but 'pin' implies a fastening purpose, unlike 'needle'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000