piscine

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pis·cine/ˈpɪs.iːn/
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more piscinesuperlative (عالی): most piscine

صفت — ماهی‌وار

ماهی‌وارمرتبط با ماهی

مربوط به ماهی‌ها.

Related to fish.

«محیط ماهی‌وار شکننده است.»

The piscine environment is fragile.

«گونه‌های ماهی‌وار به تغییرات آب به خوبی سازگار می‌شوند.»

Piscine species adapt well to water changes.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000