pissed off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pɪst ɔf/
phrase (عبارت)vulgar

عبارت — عصبانی

عصبانیکلافه

خیلی عصبانی یا کلافه بودن.

Very annoyed or angry.

«از تأخیر عصبانی‌ام.»

I'm pissed off about the delay.

«او از دستش کلافه بود.»

She was pissed off with him.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000