بازگشت

playboy

play·boy/ˈpleɪbɔɪ/
noun (اسم)informal
plural (جمع): playboys
پلی‌بویآدم خوشگذرون

مرد ثروتمندی که از زندگی لذت می‌برد و معمولاً روابط عاشقانه زیادی دارد.

A wealthy man who enjoys a life of pleasure and often has many romantic relationships.

«او زندگی یک پلی‌بوی را در شهر می‌گذراند.»

He lived the life of a playboy in the city.

«آدم خوشگذرون اغلب در مهمانی‌ها دیده می‌شد.»

The playboy was often seen at parties.

تفاوت با واژه‌های مشابه
womanizerزن‌باز

بار منفی. مردی که روابط معمولی و متعدد با زنان دارد.

Negative. A man who has many casual relationships with women.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000