plummets

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈplʌm.ɪts/
verb (فعل)commonpast (گذشته): plummetedpast participle (مفعولی): plummeted-ing (حال): plummeting3rd (سوم): plummets

فعل — سقوط سریع

سقوط سریعپایین آمدن تند

سریعا و با شیب تند پایین افتادن یا سقوط کردن.

Falls or drops straight down quickly and steeply.

«دمای هوا در زمستان به شدت کاهش می‌یابد.»

The temperature plummets in winter.

«فروش آن‌ها در ماه گذشته به شدت افت کرد.»

Their sales plummeted last month.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000