بازگشت

polyglot

pol·y·glot/ˈpɒliɡlɒt/
poly-manyglottongue/language
1noun (اسم)common
plural (جمع): polyglots
چندزبانهچندزبانه‌گو

کسی که چند زبان را می‌داند و قادر به استفاده از آن‌هاست.

A person who knows and is able to use several languages.

«او فردی چندزبانه است که پنج زبان صحبت می‌کند.»

She is a polyglot who speaks five languages.

«چندزبانه کتاب‌هایی به زبان‌های مختلف می‌خواند.»

The polyglot read books in many tongues.

2adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more polyglotsuperlative (عالی): most polyglot
چندزبانه

توانایی صحبت یا استفاده از چند زبان.

Able to speak or use several languages.

«او چندزبانه است و در سراسر جهان سفر می‌کند.»

He is polyglot and travels worldwide.

«مهارت‌های چندزبانه در کسب‌وکار بین‌المللی مفید است.»

Polyglot skills help in international business.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000