poster boy

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

post·er boy/ˈpoʊstər bɔɪ/
noun (اسم)commonplural (جمع): poster boys

اسم — نماد مردانه

نماد مردانهچهرهٔ شاخص

مرد یا پسری که نمونه یا چهرهٔ شناخته‌شدهٔ یک ویژگی، جریان یا گروه به شمار می‌آید.

A male person who is a highly visible example or representative of a quality, cause, or group.

«او به چهرهٔ شاخص کارآفرینان جوان تبدیل شد.»

He became the poster boy for young entrepreneurs.

«آن رسوایی او را به نماد افراط تبدیل کرد.»

The scandal made him a poster boy for excess.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000