prances

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pranc·es/prænsɪz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): prancedpast participle (مفعولی): pranced-ing (حال): prancing3rd (سوم): prances

فعل — رقصیدن

رقصیدنپریدن

حرکت کردن با گام‌های سبک، پرانرژی و اغلب با غرور یا نمایش

to move with lively, springy steps, often proudly or showily

«اسب با خوشحالی دور میدان می‌رقصید.»

The horse pranced around the ring happily.

«بچه‌ها با هیجان در باغ می‌رقصیدند.»

Children pranced through the garden in excitement.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cavortپرش و رقصیدن

غیررسمی؛ حرکات انرژی‌دار شبیه است اما بیشتر بازیگوشانه است.

Informal. Similar energetic movements but 'cavort' is more playful or mischievous.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000