preach

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/priːtʃ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): preachedpast participle (مفعولی): preached-ing (حال): preaching3rd (سوم): preaches

فعل — موعظه کردن

موعظه کردنخطابه دادن

ارائه سخنرانی دینی یا اخلاقی برای متقاعد کردن یا آموزش دادن.

To deliver a religious or moral speech to persuade or instruct.

«کشیش به جمعیت موعظه کرد.»

The pastor preached to the congregation.

«او درباره مهربانی و صداقت سخنرانی کرد.»

She preached about kindness and honesty.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000