preempting

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pre·empt·ing/ˌpriːˈɛmptɪŋ/
pre-beforeemptto take / buy
verb (فعل)commonpast (گذشته): preemptedpast participle (مفعولی): preempted-ing (حال): preempting3rd (سوم): preempts

فعل — پیش‌دستی کردن

پیش‌دستی کردناز پیش گرفتنخنثی کردن

پیش‌دستی کردن و کاری را زودتر از دیگران انجام دادن برای جلوگیری از آنها یا کسب برتری.

To take action before someone else does in order to prevent them from doing something or to gain an advantage.

«شرکت با عرضه محصولی مشابه، از رقبای خود پیش‌دستی کرد.»

The company preempted its rivals by launching a similar product.

«او سعی کرد با اعتراف زودهنگام به اشتباهاتش، جلوی هرگونه انتقادی را بگیرد.»

He tried to preempt any criticism by admitting his mistakes early.

تفاوت با واژه‌های مشابه
anticipatingپیش‌بینی کردن

رایج. به معنای پیش‌بینی و آماده شدن برای چیزی است. می‌تواند مترادف باشد اگر آمادگی فعالانه با هدف جلوگیری یا کسب مزیت باشد. 'پیش‌بینی یک مشکل' به معنای آماده شدن برای آن است، 'پیش‌دستی در یک حرکت' به معنای عمل قبل از آن است.

Common. Means to foresee and prepare for something. It can be a synonym if the preparation actively aims to prevent or gain an advantage. 'Anticipating a problem' implies preparing for it, 'preempting a move' means acting before it.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000