preoccupied

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pre·oc·cu·pied/priˈɒkjupaɪd/
adjective (صفت)common

صفت — پرمشغله

پرمشغلهغرق در فکر

کاملاً در فکر فرو رفته یا به چیزی مشغول و حواس‌پرت.

Deeply absorbed in thought or distracted by something.

«او در جلسه به نظر مشغول فکر بود.»

She seemed preoccupied during the meeting.

«او غرق در مشکلاتش بود.»

He was preoccupied with his problems.

تفاوت با واژه‌های مشابه
distractedحواس‌پرت

روزمره. مشابه ولی 'preoccupied' بیشتر تمرکز عمیق‌تر یا طولانی‌تری دارد.

Everyday. Similar but 'preoccupied' often implies deeper or longer focus.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000