prime example

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

prime ex·am·ple/ˌpraɪm ɪɡˈzæmpəl/
phrase (عبارت)common

عبارت — نمونهٔ بارز

نمونهٔ بارزمصداق روشن

نمونه‌ای بسیار روشن و معمولی از یک چیز است.

A very clear or typical instance of something.

«این مورد نمونهٔ بارز برنامه‌ریزی ضعیف است.»

This case is a prime example of poor planning.

«کار او برای معلمان تازه‌کار یک نمونهٔ روشن است.»

Her work is a prime example for new teachers.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000