بازگشت

prosthesis

pros·the·sis/ˈprɒsθɪsɪs/
prostheaddition-sisprocess or condition
noun (اسم)common
plural (جمع): prostheses
پروتزوسیله مصنوعی

وسیله مصنوعی که جایگزین عضو از دست رفته بدن می‌شود، مانند دست یا دندان مصنوعی.

An artificial device that replaces a missing body part, such as a limb or tooth.

«او پس از حادثه از پروتز برای راه رفتن استفاده می‌کند.»

He uses a prosthesis to walk after the accident.

«پروتزهای دندان توانایی جویدن را بهبود می‌بخشند.»

Dental prostheses improve chewing ability.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000