provide (an) illustration

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pro·vide an il·lus·tra·tion/prəˈvaɪd ən ˌɪləˈstreɪʃən/
phrase (عبارت)formal

عبارت — تصویر ارائه کردن

تصویر ارائه کردننمونه آوردن

برای روشن کردن موضوع، تصویر، نمودار یا نمونه‌ای ارائه کردن.

To give a picture, diagram, or example that clarifies something.

«کتاب تصویری از دستگاه ارائه می‌کند.»

The book provides an illustration of the machine.

«او برای روشن کردن منظورش نمونه‌ای آورد.»

She provided an illustration to clarify her point.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000