بازگشت

provision

pro·vi·sion/prəˈvɪʒ.ən/
noun (اسم)common
plural (جمع): provisions
تأمینخوراکمواد لازم

عمل فراهم کردن یا در دسترس گذاشتن چیزی؛ تامین غذا یا وسایل.

The act of supplying or making something available; a supply of food or materials.

«آن‌ها خوراک برای سفر ذخیره کردند.»

They stored provisions for the journey.

«قرارداد شامل بندی برای فسخ زودهنگام است.»

The contract includes a provision for early termination.

تفاوت با واژه‌های مشابه
supplyتأمین

رایج. اصطلاح کلی برای در دسترس گذاشتن چیزی، در بسیاری زمینه‌ها قابل تعویض است.

Common. General term for making something available; interchangeable in many contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000