prussic

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

prus·sic/ˈprʌsɪk/
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more prussicsuperlative (عالی): most prussic

صفت — پرسی

پرسیسیانید

مربوط یا مشتق‌شده از اسید پرسیک (سیانید هیدروژن)، یک ترکیب سمی.

Relating to or derived from prussic acid (hydrogen cyanide), a poisonous compound.

«اسید پرسیک بسیار سمی و خطرناک است.»

Prussic acid is highly toxic and dangerous.

«گیاه ترکیبات پرسی دارد.»

The plant contains prussic compounds.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000