puddled

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pud·dled/ˈpʌdld/
verb (فعل)technicalpast (گذشته): puddledpast participle (مفعولی): puddled-ing (حال): puddling3rd (سوم): puddles

فعل — گل‌آلود کرد

گل‌آلود کردمخلوط کرد

گذشته puddle: کار یا هم زدن ماده‌ای (بخصوص خاک رس یا خاک) به شکل توده‌ای متراکم و سفت.

Past tense of puddle: to work or stir material (especially clay or soil) into a dense, firm mass.

«آنها خاک رس را گل‌آلود کردند تا آجر بسازند.»

They puddled the clay to make the bricks.

«کشاورز قبل از کاشت خاک را گل‌آلود کرد.»

The farmer puddled the soil before planting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stirredهم زد

رایج. معنی مشابه در هم زدن، اما puddled بیشتر برای خاک رس است.

Common. Similar meaning in mixing, but puddled implies more firm or clay work.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000