بازگشت

pump

/pʌmp/
1noun (اسم)common
plural (جمع): pumps
پمپتلمبه

دستگاهی برای جابه‌جایی مایعات یا گازها از طریق فشار

A device used to move liquids or gases by pressure

«پمپ آب نیاز به تعمیر دارد.»

The water pump needs repair.

«او از پمپ برای باد کردن لاستیک استفاده کرد.»

He used a pump to inflate the tire.

تفاوت با واژه‌های مشابه
compressorکمپرسور

فنی. معمولاً گازها را تحت فشار جابه‌جا می‌کند، اغلب در ماشین‌ها و سیستم‌های هوا.

Technical. Moves gases under pressure, often in machines and air systems.

2verb (فعل)common
past (گذشته): pumpedpast participle (مفعولی): pumped-ing (حال): pumping3rd (سوم): pumps
پمپ کردنتلمبه زدن

جابه‌جا کردن مایعات یا گازها با استفاده از پمپ یا وسیله مشابه

To move liquid or gas using a pump or similar mechanism

«آن‌ها آب را از چاه پمپ کردند.»

They pumped water from the well.

«او هوا را به تایر دوچرخه پمپ کرد.»

She pumped air into the bicycle tires.

تفاوت با واژه‌های مشابه
inflateباد کردن

رایج. یعنی با هوا یا گاز پر کردن، اغلب با پمپ. مرتبط اما معنای محدودتری دارد.

Common. Means to fill with air or gas, often using a pump. Related but narrower meaning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000