purgatorial

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pur·ga·to·ri·al/ˌpɜːrɡəˈtɔːriəl/
purgator-cleansing-ialpertaining to
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): purgatoriersuperlative (عالی): purgatori­est

صفت — برزخی

برزخیموقت مجازات‌آور

مربوط به یا شبیه به برزخ؛ شامل رنج یا مجازات موقت.

Relating to or resembling purgatory; involving suffering or temporary punishment.

«او تجربه را رنجی برزخی توصیف کرد.»

He described the experience as purgatorial suffering.

«فرآیند برزخی روح را پاک می‌کند.»

The purgatorial process cleanses the soul.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000