put one's house in order

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

put one's house in or·der/pʊt wʌnz haʊs ɪn ˈɔːrdər/
phrase (عبارت)formal

عبارت — کارها را سر و سامان دادن

کارها را سر و سامان دادناوضاع را مرتب کردن

کارها و امور خود را سر و سامان دادن و مشکل‌های موجود را حل کردن.

To organize one's affairs and deal with existing problems.

«شرکت باید اوضاع و امور خود را سر و سامان بدهد.»

The company must put its house in order.

«او پیش از بازنشستگی کارهایش را مرتب و حل‌وفصل کرد.»

He put his house in order before retiring.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000