put oneself across

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

put one·self a·cross/pʊt wʌnˈsɛlf əˈkrɔːs/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — خود را خوب نشان دادن

خود را خوب نشان دادنمنظور خود را خوب رساندن

نظرها یا شخصیت خود را روشن و اثرگذار به دیگران منتقل کردن.

To communicate one's ideas or personality clearly and effectively.

«او در مصاحبه‌ها خودش را خوب نشان می‌دهد.»

She puts herself across well in interviews.

«او برای رساندن منظورش به انگلیسی مشکل داشت.»

He struggled to put himself across in English.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000