بازگشت

quiver

quiv·er/ˈkwɪvər/
noun (اسم)formal
plural (جمع): quivers
کماندانجعبه تیر

وسیله‌ای برای نگه‌داشتن تیرها.

A container for holding arrows.

«کماندار تیرهایش را در کماندان نگه داشت.»

The archer kept his arrows in a quiver.

«او دستش را در کماندان برد تا یک تیر بردارد.»

She reached into her quiver to grab an arrow.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000