rabbeted

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

rab·bet·ed/ˈræbɪtɪd/
verb (فعل)technicalpast (گذشته): rabbetedpast participle (مفعولی): rabbeted-ing (حال): rabbeting3rd (سوم): rabbets

فعل — شیار ایجاد کرد

شیار ایجاد کردلبه چوب را شیار داد

شیاری یا بریدگی در لبه چوب ایجاد کردن.

Made a rabbet (a groove or recess cut into the edge of a piece of wood).

«نجار لبه‌ها را برای نصب شیشه شیار داد.»

The carpenter rabbeted the edges for fitting the glass.

«آن‌ها قبل از مونتاژ قاب را شیار دادند.»

They rabbeted the frame before assembly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
groovedشیار ایجاد شده

فنی. به معنای ایجاد شیار است؛ شبیه rabbeted اما rabbet نوع خاصی از شیار است.

Technical. Means making a groove; similar to rabbeted but rabbet is specific type of groove.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000