radionic

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ra·di·on·ic/reɪˈdɪoʊ.nɪk/
radionicsa pseudoscientific technique involving electromagnetic radiation
adjective (صفت)technical

صفت — رادیونیکی

رادیونیکی

مربوط به یا مشخصه روش شبه‌علمی رادیونیک که با تشعشعات الکترومغناطیسی برای تشخیص یا درمان کار می‌کند.

Relating to or characteristic of radionics, a pseudoscientific method involving electromagnetic radiation for diagnosis or healing.

«دستگاه‌های رادیونیکی ادعا می‌کنند میدان‌های انرژی را تشخیص می‌دهند.»

Radionic devices claim to detect energy fields.

«او تکنیک‌های درمان رادیونیکی را مطالعه کرد.»

She studied radionic therapy techniques.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000