بازگشت

realness

real·ness/ˈrɪəlnəs/
realgenuine; true-nessstate or quality
noun (اسم)formal
واقعی بودناصالت

کیفیت واقعی یا اصیل بودن

the quality of being real or genuine

«واقعی بودن نقاشی منتقدان را تحت تأثیر قرار داد.»

The realness of the painting impressed the critics.

«او درباره واقعی بودن داستانش شک داشت.»

She questioned the realness of his story.

تفاوت با واژه‌های مشابه
authenticityاصالت

رسمی. معمولاً برای اشاره به اصالت به کار می‌رود.

Formal. Often used interchangeably to describe genuineness.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000