بازگشت

rebuff

re·buff/rɪˈbʌf/
1verb (فعل)formal
past (گذشته): rebuffedpast participle (مفعولی): rebuffed-ing (حال): rebuffing3rd (سوم): rebuffs
رد کردنپس زدن

رد کردن یا نپذیرفتن کسی یا چیزی به شکلی ناگهانی یا بی‌ملاحظه.

To reject or refuse somebody or something in an abrupt or unkind manner.

«او دعوتش را برای شام رد کرد.»

She rebuffed his invitation to dinner.

«این پیشنهاد توسط کمیته رد شد.»

The proposal was rebuffed by the committee.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rejectرد کردن

متداول. در موارد رد کردن پیشنهادات یا درخواست‌ها قابل جایگزین است؛ معمولاً لحن خنثی‌تر دارد.

Common. Can replace 'rebuff' when simply refusing offers or requests, usually more neutral in tone.

متضادها
2noun (اسم)formal
plural (جمع): rebuffs
رد کردنامتناع

رد یا امتناع ناگهانی و بی‌ملاحظه.

An abrupt rejection or refusal.

«وقتی درخواست حمایت کرد، با رد مواجه شد.»

He faced a rebuff when he asked for support.

«این رد او را ناامید نکرد.»

The rebuff did not discourage her.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000