بازگشت

reel

/riːl/
noun (اسم)common
plural (جمع): reels
قرقرهبکسلچرخک

وسیله‌ای به شکل استوانه که برای پیچیدن نخ، سیم، فیلم یا نخ ماهیگیری استفاده می‌شود.

A cylindrical device on which thread, wire, film, or fishing line is wound.

«نخ ماهیگیری‌اش در قرقره گیر کرد.»

He got his fishing line tangled on the reel.

«فیلم روی یک قرقره بزرگ ذخیره شده بود.»

The film was stored on a large reel.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spoolقرقره

رایج. بسیار شبیه به reel است، اما spool بیشتر برای نخ خیاطی یا نوار مغناطیسی است، در حالی که reel برای ماهیگیری یا فیلم استفاده می‌شود.

Common. Very similar to 'reel', but 'spool' often refers more to sewing thread or magnetic tape, whereas 'reel' is used for fishing or film.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000