بازگشت

reflex

ref·lex/ˈriːflɛks/
noun (اسم)common
plural (جمع): reflexes
رفلکسواکنش خودکار

واکنش خودکار و غیرارادی بدن نسبت به تحریک.

An automatic, involuntary response to a stimulus in the body.

«پزشک رفلکس زانویی را آزمایش کرد.»

The doctor tested the knee-jerk reflex.

«پلک زدن یک واکنش خودکار است.»

Blinking is a reflex action.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reactionواکنش

رایج. اصطلاح کلی واکنش؛ رفلکس به طور خاص غیرارادی و خودکار است.

Common. General term for a response; reflex is involuntary and automatic specifically.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000