بازگشت

restraint

re·straint/rɪˈstreɪnt/
noun (اسم)formal
خویشتن‌داریمحدودیتکنترل

کنترل خود یا محدود کردن رفتار یا احساسات.

Self-control or limitation in behavior or feelings.

«در طول بحث خویشتن‌داری زیادی نشان داد.»

He showed great restraint during the argument.

«خویشتن‌داری در موقعیت‌های سخت مهم است.»

Restraint is important in difficult situations.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disciplineانضباط

اغلب مرتبط با آموزش خود برای پیروی از قواعد است.

Often related to training oneself to follow rules.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000