return to one's muttons

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

re·turn to one's mut·tons/rɪˈtɝːn tə wʌnz ˈmʌtənz/
phrase (عبارت)literary

عبارت — به اصل مطلب برگشتن

به اصل مطلب برگشتنبه موضوع اصلی برگشتن

پس از حاشیه‌رفتن، دوباره به موضوع اصلیِ بحث برگشتن.

To return to the main subject after discussing something else.

«بیایید به اصل مطلب برگردیم و بودجه را تمام کنیم.»

Let's return to our muttons and finish the budget.

«او بعد از شوخی، دوباره به موضوع اصلی برگشت.»

After the joke, she returned to her muttons.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000