rhenish

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

rhe·nish/ˈriːnɪʃ/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more Rhenishsuperlative (عالی): most Rhenish

صفت — راینی

راینیمربوط به راین

مربوط به منطقه راین یا محصولات آن، مخصوصاً شراب.

Relating to the Rhine region or its products, especially wine.

«او شراب راینی را با لذت چشید.»

She sampled the Rhenish wine with delight.

«منطقه راینی به دلیل تاکستان‌هایش مشهور است.»

The Rhenish region is famous for its vineyards.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000