بازگشت

rhythm

/ˈrɪð.əm/
noun (اسم)common
ریتمضرباهنگ

الگوی منظم صداها یا حرکات

A regular pattern of sounds or movements

«آهنگ ریتم سریعی دارد.»

The song has a fast rhythm.

«او به ضرباهنگ طبل‌ها حرکت کرد.»

He moved to the rhythm of the drums.

تفاوت با واژه‌های مشابه
beatضربه

رایج. وقتی به ضرب موسیقی یا رقص اشاره دارد جایگزین rhythm است.

Common. Can replace 'rhythm' when referring to musical or dance beats.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000