بازگشت

roam

/roʊm/
verb (فعل)common
past (گذشته): roamedpast participle (مفعولی): roamed-ing (حال): roaming3rd (سوم): roams
پرسه زدنگردش کردن

حرکت کردن یا سفر کردن بدون مقصد یا هدف مشخص.

To move about or travel without a fixed destination or purpose.

«شیرها آزادانه در ساوانا پرسه می‌زنند.»

Lions roam the savannah freely.

«او در شب در خیابان‌های شهر پرسه می‌زند.»

He roams the city streets at night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wanderسرگردان بودن

متداول. معنای مشابه؛ 'wander' بیشتر بر بی‌هدف بودن تأکید دارد.

Common. Similar meaning; 'wander' may emphasize aimlessness more than 'roam'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000