بازگشت

roots

/ruːts/
1noun (اسم)common
plural (جمع): roots
ریشه‌ها

بخش‌هایی از گیاه که زیر زمین رشد می‌کنند و آب جذب می‌کنند.

The parts of a plant that grow underground and absorb water.

«ریشه‌ها عمیق در خاک رشد می‌کنند.»

The roots grow deep into the soil.

«آب از طریق ریشه‌ها بالا می‌رود.»

Water travels up through the roots.

2noun (اسم)common
plural (جمع): roots
ریشه‌هاخاستگاه

ریشه‌ها یا منبع چیزی، به خصوص پیشینه خانوادگی یا فرهنگ.

The origins or source of something, especially family background or culture.

«او می‌خواست درباره ریشه‌های خانوادگی‌اش بداند.»

She wanted to learn about her family roots.

«این سنت ریشه‌های عمیقی در این منطقه دارد.»

The tradition has deep roots in this region.

تفاوت با واژه‌های مشابه
originمنشأ

رایج. در زمینه مفهومی درباره منشأ یا آغاز قابل جایگزین است.

Common. Interchangeable in abstract context about source or beginning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000