بازگشت

rupt

/rʌpt/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): ruptedpast participle (مفعولی): rupted-ing (حال): rupting3rd (سوم): rupts
شکستنانفجار

(نادرتا) شکستن یا ترکیدن

(rare) to break or burst

«ممکن است لوله تحت فشار ترکیده شود.»

The pipe may rupture under pressure.

«بادکنک ناگهان ترکید.»

The balloon ruptured suddenly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
burstترکیدن

رایج. به معنای ترکیدن ناگهانی است و به ندرت می‌تواند جایگزین rupt شود.

Common. Means to break suddenly and violently; can replace rupt rarely due to rarity of 'rupt'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000