sail close to the wind

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌseɪl ˈkloʊs tə ðə ˈwɪnd/
phrase (عبارت)informal

عبارت — لب مرز قانون حرکت کردن

لب مرز قانون حرکت کردنمرزها را امتحان کردن

طوری عمل کردن که به مرز خلاف‌کاری، بی‌صداقتی یا رفتار ناپذیرفتنی نزدیک باشد.

to act in a way that is close to being dishonest, illegal, or unacceptable

«بازاریابی آن‌ها تا مرز رفتار نادرست پیش می‌رود.»

Their marketing sails close to the wind.

«او با آن هزینه‌ها به مرز خلاف‌کاری نزدیک شد.»

He sailed close to the wind with those expenses.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000