بازگشت

satisfaction

sat·is·fac·tion/ˌsætɪsˈfækʃən/
noun (اسم)common
رضایتخشنودی

احساس خوشایندی که وقتی خواسته یا نیازی برآورده می‌شود به دست می‌آید.

The feeling of pleasure or contentment when a desire or need is fulfilled.

«او رضایت خود را از خدمات جدید ابراز کرد.»

She expressed her satisfaction with the new service.

«غذا به طرز رضایت‌بخشی برای من پخته شده بود.»

The meal was cooked to my satisfaction.

تفاوت با واژه‌های مشابه
contentmentخشنودی

متداول. به حس آرام رضایت یا برآورده شدن اشاره دارد.

Common. Refers to a calm sense of happiness or fulfillment.

fulfillmentتحقق

رسمی. احساس رسیدن یا تکمیل هدف یا خواسته‌ای.

Formal. Sense of achieving or completing something desired.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000